Press "Enter" to skip to content

مروری بر مقاله مقایسه سیاست گذاری حوزه علم، فناوری و صنعت در ایران و چین

admin 0

مقدمه:

از نظر نگارنده ی مقاله، رشد اقتصادی در کشورهایی که قصد دارند صنعتی شوند، بدون کمک و پشتیبانی دولت امکان پذیر نیست. وی برای این ادعا کشورهای ژاپن، کره و تایوان را مثال میزند و در ادامه مقایسه ای بین نقش دولت در رشد صنعتی و علمی ایران و چین انجام میدهد.
به استناد این مقاله ۸۴ درصد از بنگاه های اقتصادی ایران کمتر از ۱۰۰ نفر شاغل دارند که همین مساله نشاندهنده ی کوچک بودن مقیاس بنگاه ها در ایران است و به همین دلیل بنگاه ها بدون کمک و حمایت دولت نمیتوانند در بخش تحقیق و توسعه سرمایه گذاری مناسبی داشته باشند.
شباهت های ایران و چین:
نگارنده برای توجیه مقایسه ی ایران و چین دلایلی را ذکر میکند از جمله اینکه هر دو کشور یک انقلاب ایدئولوژیک را پشت سر گذاشته اند و هر دو با تفاوتهایی از ساختار سیاسی متمرکز پیروی میکنند.
از منظر دیگر، ژاپن، کره، چین و ایران همگی یک جنگ ویران گر را پشت سر گذاشته اند و سپس به دنبال احیای اقتصادی خود بوده اند. لذا شاید بتوان ایران را با ژاپن و کره نیز تا حدودی مقایسه کرد ولی به علت برخی شباهت های ساختاری، مقایسه ی ایران و چین به نظر معقول تر میرسد.
گرچه تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۱۵ (۱۱ تریلیون دلار) با ایران (۳۷۹ میلیارد دلار) قابل مقایسه نیست ولی از نظر درآمد سرانه (به روش ppp) چین با درآمد سرانه ی ۱۴۷۷۱ دلار در رتبه ای پایین تر از ایران با درآمد سرانه ۱۷۵۷۲ دلار قرار دارد و نزدیک بودن این ارقام به هم، یکی دیگر از علل توجیه پذیر بودن این مقایسه است.
‌تفاوت ها در حوزه سیاست گذاری و تصمیم گیری:
هر دو کشور چین و ایران دارای ساختار سیاسی هرمی هستند.
در ایران نهاد های بسیاری سعی در تعیین سیاست های مختلف علمی و فناوری و صنعتی دارند در حالی که در چین این تصمیم گیری متمرکز تر است و همین مساله باعث میشود که اختلاف نظر کمتری در این زمینه وجود داشته باشد. ضمن اینکه در ایران با وجود نهادهای تصمیم گیر بیشتر، هیچ یک از این نهاد ها به صورت مستقیم، دقیق و قطعی مسئولیت سیاست گذاری ها را به عهده ندارند.
از طرف دیگر سیاست گذاری ها در ایران بیشتر به شعار شباهت دارد و این سیاست ها اغلب بصورت کامل به برنامه تبدیل نمیشوند و در برنامه های تدوین شده نیز مجری به صورت مشخص تعیین نشده است و همین مساله به عدم تعهد به انجام برنامه ها می‌انجامد.
در حالی که در چین با توجه به سیاست های تصویب شده، برنامه های دقیق تدوین میشوند. مسئول اجرای هر بخش از برنامه ها به طور مشخص تعیین شده است و نهادهای نظارتی، اجرای دقیق برنامه ها را کنترل میکنند و همین مساله موجب رشد چشمگیر چین در حوزه ی علم، فناوری و صنعت شده است.
نگارنده مقایسه ای بین صنعت هوایی چین و صنعت پتروشیمی ایران انجام داده و ضمن تایید موارد فوق، معتقد است دستاوردهای حوزه ی پتروشیمی به علت تحریم های موجود و تکیه بر توان داخلی بوده و اگر در این حوزه هم سیاست گذاری و برنامه ریزی مدون انجام شود، ایران میتواند به یکی از بزرگترین قطب های صنعت پتروشیمی در جهان تبدیل شود.

نظر شخصی:

از نظر بنده این مقاله به نکته ای اشاره دارد که شاید نادیده گرفتن آن موجب قضاوت اشتباه شود. از یک منظر همین که ایران در ترازی قرار گرفته که میتوان آن را با چین (یعنی دومین کشور دنیا از نظر GDP) مقایسه کرد، نکته ی بسیار قابل تاملی ست.
از طرف دیگر چین سی سال قبل از انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی داشته‌(یعنی در سال ۱۹۴۹) و البته با مشکلاتی مثل مشکلات ما روبرو بوده است. پس به ظاهر چین در حوزه ثبات سیاسی تقریبا ۳۰ سال جلو تر از ماست و این عامل را باید در مقایسه ی ایران و چین در نظر داشت. یعنی باید بعنوان مثال تصور کرد که ایران ۳۰ سال آینده در چه جایگاهی قرار دارد.
نکته ی دیگری که در مقاله به آن اشاره شده، تغییر نوع سیاست گذاری چین از حوالی سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ به بعد است. یعنی چین هم تا سال ۲۰۰۳ سیاست گذاری غیر دقیق و شعاری مثل ما داشته و الان حدود ۱۰-۱۳ سال است که با تغییر سیاست گذاری ها، متمرکز تر شدن آنها و تبدیل آنها به برنامه ریزی و … توانسته روند صعودی بهتری به خود بگیرد.
از نظر من با توجه به ساختار سیاسی کشور ما و وجود اصل ولایت فقیه، تغییر نحوه ی سیاست گذاری و نهادها میتواند با سرعت بیشتری نسبت به کشورهای دیگر انجام گیرد و همین مساله امیدواری به آینده روشن جمهوری اسلامی را بیشتر میکند.
منبع مقاله:
Soofi, A.S., A comparative study of Chinese and Iranian Science & Technology, and techno-industrial development policies, Technol. Forecast. Soc. Change (2016)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *