Press "Enter" to skip to content

جذب سرمایه خارجی یا استفاده از سرمایه راکد داخلی – نگاهی به مدل رشد سولو [قسمت دوم]

admin 0

چند سالیست که دولت مردان از جذب سرمایه خارجی به عنوان مهمترین و تنها راه توسعه اقتصادی یاد میکنند اما بر اساس الگوی رشد سولو (که در مقاله قبل به آن اشاره شد) جذب سرمایه خارجی برای کشوری مناسب است که از سرمایه های داخلی خود به اندازه کافی استفاده کرده و اکنون با کمبود سرمایه گذاری مواجه شده است. یعنی اگر یک کشور از پس اندازهای داخلی خود برای رشد تولید استفاده کرد و باز نیاز به سرمایه داشت باید به دنبال استفاده از پس اندازهای خارجی باشد نه کشوری که هنوز نتوانسته سرمایه های داخلی خود را بطور صحیح مدیریت کند و به کار گیرد.

در کشور ما بخش زیادی از پس انداز ها در بازارهای غیر مولد و واسطه گری مثل ارز و طلا و مسکن در چرخش است و با توجه به اینکه در مدل رشد سولو منظور از سرمایه، سرمایه فیزیکی و سرمایه گذاری در تولید میباشد، این بخش از پس انداز ها عملا در رشد اقتصادی و تولید کشور تاثیری نخواهند داشت. لذا دولت میتواند به جای تلاش برای جذب سرمایه اندک خارجی که طی سالهای گذشته حداکثر معادل ۲ تا ۳ درصد تولید ناخالص ملی ما بوده است، به فکر استفاده از سرمایه های داخلی که حجمی به مراتب بالاتر دارند باشد و سرمایه گذاران داخلی را با راهکار های تشویقی و تنبیهی به سمت سرمایه گذاری در تولید راهنمایی نماید.

به اعتقاد کارشناسان، کاهش بازدهی بازارهای غیر مولد را میتوان مهمترین عامل برای هدایت سرمایه ها به بخش تولیدی دانست. دولت و مجلس میتوانند با قانون گذاری و اجرای سیاست های صحیح، ضمن کاهش جذابیت بازارهای غیر مولد، به جذابیت سرمایه گذاری در بخش تولید بیافزایند. تک نرخی کردن نرخ ارز و سیاست نرخ ارز شناور، کنترل خرید و فروش های واسطه گری در بازار ها و وضع مالیات بر معاملات واسطه گری طلا و واحد های مسکونی خالی و خرید و فروش مکرر املاک چند نمونه از سیاست هایی هستند که کشورهای توسعه یافته برای ترغیب سرمایه گذاری تولیدی از آن بهره برده و میبرند.

در نهایت به عنوان جمع بندی میتوان گفت سیاست های تشویقی و فرهنگ سازی برای ترغیب مصرف کنندگان به استفاده از کالاهای داخلی و پیدا کردن بازار برای محصولات داخلی (مخصوصا بازاریابی اقتصادی برای محصولات داخلی توسط سفارتخانه ها در کشورهای مختلف) و افزایش کیفیت تولیدات میتوانند منجر به افزایش تقاضای بنگاه ها برای سرمایه گذاری شده و از سوی دیگر اعمال سیاست های تشویقی برای افزایش سرمایه گذاری (به عنوان مثال کاهش نرخ مالیات برای بنگاه هایی که سرمایه گذاری در تولید را افزایش میدهند) و از بین بردن حاشیه سود در بازارهای غیر مولد به وسیله سیاست های مالیاتی میتوانند راهکارهای مناسب برای افزایش عرضه سرمایه و استفاده از سرمایه داخلی و ایجاد رشد با توجه به نیروهای درونی اقتصاد باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *