Press "Enter" to skip to content

خلاصه کتاب اقتصاد فقیر [قسمت ۱/۲]

admin 0

خلاصه مطالب کتاب اقتصاد فقیر (Poor Economics)

نویسندگان: آبهیجیت بنرجی و استر دوفلو‌| مترجمان: جعفر خیرخواهان و مهدی فیضی

فصل ۱: دوباره بیاندیش، دوباره
در آزمونی در دانشگاه پنسیلوانیا :وقتی مشکلات فقر بصورت عام و با مقیاس بزرگ گفته شد، میزان کمک مخاطبان کمتر از گفتن شرایط هر مورد به صورت خاص، مثل رفع گرسنگی یک کودک بود.
در مورد رفع فقر دو نگاه کلی وجود دارد:
۱- با کمک مالی مردم از دام فقر بیرون می آیند.
۲- کمک خارجی اثر منفی دارد. فساد ایجاد میکند و مانع یافتن راه حل توسط خود افراد می‌شود.
مشخص نیست کدام نگاه درست است.
در اصل درصد کمکها در سطح جهانی اندک است. مثلا هند کمک خارجی دریافت نمیکند و آفریقا ۵٪ نسبت ب کل بودجه اش دریافت میکند.
مهم نیست پول از کجا می‌آید. مهم این است که کجا خرج شود.
فقر یعنی عدم توانایی برای شکوفایی استعدادها.
سایت thelifeyoucansave.com لیستی از کارها برای کمک به فقرا ارائه میدهد و بروز میشود.
میشود به یک کشاورز کمک کرد تا تولید ۲۰ برابر شود یا کمک نکرد و به او آموزش داد که کم کم خودش کود و بذر بهتر تهیه کند و به مرور تولیدش بالاتر رود.
اگر محور افقی را درآمد کنونی و محور عمودی را درآمد آینده در نظر بگیریم، نمودار S شکل برای دام فقر و نمودار صعودی مقعر برای عدم وجود دام فقر دو دیدگاه را نشان میدهد.
سایت کتاب pooreconomics.com بررسی ها و مقالات مطرح شده را دارد.
بطور کلی جهان بینی، جهالت و جمود باعث شکست سیاستها

فصل ۲: یک میلیارد گرسنه؟
براساس گزارش ۲۰۰۹ سازمان ملل FAO: یک میلیارد گرسنه در جهان داریم.
هند یک قانون در حال تصویب دارد: هر فرد میتواند در صورت گرسنگی از دولت شکایت کند.
گرسنگی -> کاهش بهره وری -> ادامه فقر
ثروت -> غذای بهتر و بیشتر -> توان بیشتر -> کار بیشتر -> درآمد بالاتر
به نظر می‌آید فقرا انتخابهای زیادی دارند و تمام درآمد را صرف تغذیه نمی‌کنند تا بهره ور تر شوند. مثلا جشن و مشروب و …
چون مخارج غذا کمتر از نسبت یک به یک در مقابل درآمد افزایش می‌آید.
فقرا پول بیشتر را صرف غذای خوشمزه تر و گرانتر میکنند نه پر کالری تر !
دانه های جووار و باجرا jowar & bajra پر کالری ترین دانه ها هستند (در برابر گندم و برنج و شکر)
مطالعات در چین: یارانه گندم و برنج مصرف این دو را پایین آورد و مصرف گوشت و میگو بالا رفت چون ثروت بالا رفته بود و فقرا غذای خوشمزه تر میخواهند.
در هند با اینکه درآمد بالا رفته ولی مصرف غذا کم شده است.
انگار حتی فقرایی که FAO گفته تمایل ب غذا ندارند !
البته مردم این دوره کمتر گرسنه می‌شوند چون فعالیت فیزیکی کمتر شده مثل صنعتی شدن تهیه آرد و لباس شویی و …
ظاهرا دام فقر غذایی نیست چون همه انقدر ها هم گرسنه نیستند!
برای افراد زیر ۵ سال معیار سوء تغذیه مقایسه قد با میانگین بین المللی است.
افرادی ک در اوایل کودکی تغذیه خوب داشتند به طور متوسط قد و ضریب هوشی بالاتر دارند و طبعا درآمد بالاتر.
مصرف ید برای زنان باردار و مکمل آهن برای بزرگسالان تاثیر زیادی در بهره وری و توانایی و کسب درآمد دارد.
مردم گرسنه نیستند ولی به غذای ارزان تر و مغذی تر نیاز دارند ولی یا تفاوت بهره وری و هوش را بصورت ملموس حس نمی‌کنند یا غذای خوشمزه را بیشتر دوس دارند.
چیزهایی مثل تلویزون یا مراسم عروسی و خاکسپاری و غیره برای برخی فقرا از غذا مهمتر اند.
بطور کلی هر چیزی ک از ملال آور بودن زندگی فقرا بکاهد برایشان اولویت دارد مثل تلویزیون و اگر تلویزون نباشد، جشن و مراسم مذهبی پررنگ میشود.
فقرا برای قابل تحمل کردن شرایط بجای پرهیز از تجمل سعی میکنند کالای لوکس ارزان قیمت بگیرند.
فقرا تصور میکنند هر تغییر که موجب تحول اساسی شود، زمان زیادی نیاز دارد. به همین دلیل بیشتر روی خوشیهای حال حاضر و زودگذر تمرکز می‌کنند.
خلاصه افزایش کمکها و یارانه و … لزوما باعث بهبود تغذیه نمیشود.
بازده سرمایه گذاری مستقیم روی غذای کودکان و زنان باردار خیلی بالاتر است.

فصل ۳: میوه های آسان چین برای سلامت بهتر
تقاضا برای پشه بند به قیمت خیلی حساس ولی به درآمد زیاد حساس نیست.
فقرا برای مسائل جدی بهداشتی هزینه میکنند و از مخارجشان کم میکنند.
در سامانه های دولتی سلامت، کارگریزی وجود دارد و کیفیت خدمات و ساعات حضور متولیان کم است.
چرا فقرا از خدمات سلامت دولتی که حتی رایگان است کم استفاده میکنند؟ (۸۰٪ بچه ها در روستا واکسن نزدند با اینکه رایگان بود)
خدمات دولتی بهداشتی رایگان یا ارزان است چون منافع آن به همه میرسد مثل کنترل بیماری واگیردار ولی همین موجب استفاده نابجا شده: تور عروس از جنس پشه بند یا مثال بادکنک ولی این دلیل اصلی نیست چون مثلا ۹۰% پشه بندهای رایگان، در خانه ها استفاده شده بودند.
یک علت: برخی افراد اعتقادی به بعضی روشهای درمانی ندارند. مثلا فک میکنن واکسن زیاد فایده ندارد و …
در بیماریهای سخت که درمان پرهزینه و دشوار دارند مردم (حتی در کشورهای پیشرفته) به روشهای دیگر مثل دعا و … روی می آورند. مخارج فقرا برای بیماریهای ساده با ثروتمندان برابر است ولی در بیماریهای سخت هزینه کمی می‌کنند.
یعنی هر کس بسته به توانش در حدی برای بیماریهای راحت و ارزان هزینه می‌کند ولی برای بیماریهای سخت و گران هزینه نمی‌کند.
در چادرهایی ک برای واکسن برپا میکردند ۲۰٪ از خانواده بچه ها را میاوردند ولی برای تشویق، خوراک و بشقاب هم میدادند و این باعث شد درصد مشارکت به شدت بالا رود و حتی هزینه سرانه ی واکسن را کم کند.
در هزینه و وقت گذاشتن برای سلامت ناسازگاری زمانی وجود دارد. یعنی همان که کار را به فردایی مبهم می اندازند و در عوض برای هوس و لذت آنی وقت و پول صرف می‌کنند. مثل خرید ساندویچ بجای واکسن زدن.
باید فرآیند طوری تعریف شود که فرد چیزی هم به عنوان دستاورد در زمان حال بدست آورد. مثل دادن خوراک و بشقاب برای واکسن تا خودش این را انتخاب کند
فقرا همان مشکلات ما را دارند: کمبود اطلاعات، باورهای ضعیف و تعلل.
زندگی مردم کشورهای ثروتمند با سقلمه های نامرئی پر شده است و به این ترتیب مشکلات کمتری به وجود می‌آید ( طرحهای تشویقی و تنبیهی برای انجام کار خوب. مثل اینکه اگر بچه واکسن نزده باشد مدرسه ثبت نامش نمی‌کنند)

فصل ۴: شاگرد اول کلاس
انتقال نقدی مشروط نام طرحی است که به خانواده ها اگر فرزندشان را به مدرسه بفرستند پول می‌دهند و گفتند این پول برای جبران درآمد کودکان در صورت کار کردن است. به این ترتیب درصد ثبت نام در مدارس بالا رفت.
بعد دیدند اگر پول را بدون شرط بدهند هم ثبت نام مدارس همین قدر بالا میرود. یعنی لازم نیست شرط بگذارند،همین که خانواده پول بیشتر داشته باشد، بچه را به مدرسه می‌فرستد.
به هر حال دخالت دولت تا حدودی برای ایجاد فرصت برابر لازم است.
در آمریکا و اندونزی برآورد شده ک هر سال تحصیل بیشتر در مدرسه ابتدایی ۸% درآمد را افزایش میدهد حتی اگر کیفیت آموزش پایین باشد.
پس هم سیاستهای عرضه مهم است هم تقاضا.
فقرا به تحصیلات به دید بخت آزمایی نگاه میکنند نه سرمایه گذاری.
تحصیلات ابتدایی و دبیرستان تقریبا به یک اندازه به درآمد می‌افزایند.
در نظامهای آموزشی در مورد فقرا قضاوتهایی هست که مانع رشد آنها در زمینه ی تحصیلات می‌شود و همین مساله جلوی رهایی از فقر را می‌گیرد. در هند برخی بنگاهها خودشان امتحان استعداد یابی دارند و افراد با تحصیلات کم هم قبول میکنند( بجای سیستم آموزشی) و به آنها کارآموزی و شغل میدهند.
یکی از ارزانترین و موثر ترین کارها: آگاه کردن والدین از تاثیر هر سال تحصیل روی درآمد فرزندانشان است.
پرداخت کمک هزینه تحصیلی به دانش آموزان هر دوره هم مفید است.

فصل ۵: خانواده بزرگ پاک سودارنو
در کشورهایی مثل هند و چین سیاستهای جمعیتی سختی اجرا شده است.
کشیش مالتوس در صده هجده گفت منابع محدود است و رشد جمعیت به ناچار باعث فقر می‌شود و با این نگاه مرگ سیاه و ایدز و … برای کاهش فقر خوب هستند!
ولی این دیدگاه رد شده است. ایدز باعث کاهش باروری نشد. جمعیت بیشتر جهان باعث شده با اختراع و اکتشاف منابع جدید به وجود بیاید و مردم ثروتمندتر از آن زمان شده اند.
براساس تحقیقات، شواهد زیادی برای اینکه خانواده ی بزرگ برای کودک اثر منفی دارد، وجود ندارد.
چیزی که در برزیل تاثیر داشت یک نمایش تلویزیونی پر مخاطب بود که شخصیتهای آن تعداد بچه ی بسیار کمی داشتند.
از طرفی دسترسی به پادآبستنی زیاد تاثیر ندارد و از طرف دیگر عوامل خارجی مثل هنجارهای اجتماعی و درخواستهای شوهر یا خانواده روی تعداد فرزند موثر است.
فقرا به فرزند به دید سرمایه گذاری برای دوران پیری نگاه میکنند چون بازنشستگی و … ندارند. لذا به پسرها بیشتر اهمیت میدهند، دخترها بیشتر سقط میشوند و دخترها در خانواده های بزرگتری رشد می‌کنند.
برنامه های حمایت اجتماعی که پول را در اختیار زنان قرار میدهد، احتمالا در جهت گیری منابع برای فرزندان مفیدتر هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *